غلامحسين فرزند حاجي بشير به سال 1251 شمسي در تهران به دنيا آمد.پدرش با موسيقي آشنايي داشت و اورا به دسته موزيك دارالفنون سپرد .
غلامحسين در دارالفنون به فرا گرفتن خط موسيقي و نواختن شيپور و طبل كوچك پرداخت .
هنوز كودك بود كه به دسته موزيك مخصوص عزيزالسلطان پيوست و در آنجا نواختن طبل را بر عهده گرفت .
بعد ها نيز كه در نواختن تار به استادي رسيد، نا چار به نوازندگان مخصوص شعاع السلطنه پيوست تا سر انجام با شفاعت مرحوم كمال السلطنه پدر مرحوم ابوالحسن صبا از اين گروه بيرون آمد .
درويش تكيه كلام حاجي بشير(پدر درويش خان) بود كه بعد ها به نام او افزوده شد .
درويش خان پس از گذراندن مدرسه دارالفنون به شاگردي مرحوم آقا حسينقلي درآمد و معلومات موسيقي خود را تكميل كرد.
او تحولاتي در موسيقي ايران پديد آورد كه از ميان آنها خلق فرم پيش درآمد،ضربي نمودن آوازهاي رديف،و مستقل نمودن فرم چهار مضراب را مي توان نام برد.
وي با ذوق و سليقه اي كه داشت رنگهاي زيبايي ساخت كه هنوز هم تازه و با طراوت است و ساختماني بسيار محكم ومنظم دارد.
از اقدامات مهم ديگر او مي توان اضافه كردن سيم ششم به تار را نام برد كه باعث كامل ترشدن اين ساز شد.
او دو بار به خارج از ايران سفر كرد ،بار نخست براي ضبط صفحه در يك كمپاني انگليسي به لندن رفت وبار ديگر براي اجراي كنسرت به تفليس سفر کرد.
وي در مدت نسبتا كوتاه زندگي خود ،شاگردان ممتازي تربيت نموده كه از جمله بايد ازاستاداني نظير :نورعلي برومند، ابوالحسن صبا ، سعيد هرمزي ، يوسف فروتن ، موسي معروفي ، حسين سنجري ، ارسلان درگاهي و مرتضي خان ني داود نام برد .
وي در سال 1305 در يك سانحه ي اتومبيل بدرود حيات گفت
نقل ماجرا در سالنامه پارس 1306چنين آمده:
شب چهار شنبه 2 آذر ماه درويش خان استاد مهم و عاليقدر موسيقي ايران با درشكه نمره 159 در حين عبور از خيابان اميريه با اتومبيل نجم الدين نام تصادف کرد،که درويش خان از درشكه به بيرون پرت شده وتا ايشان را به مريضخانه حمل نمودند، درويش دار فاني را وداع گفته محفل موسيقي ايران را از فقدان خود خالي و خاموش نمود :
غلامحسين درويش خان در گورستان ظهير الدوله به خاك سپرده شد و روي سنگ مزارش ابيات زير حك شده است :
درويش اگر از اين جهان رفت مشنو كه فقير و نا توان رفت
درويش هنرور زمان بود استاد هنرور زمان رفت
فرياد ز بوستان بر آمد كان بلبل خوش ز بوستان رفت
چون ديد چنين مدير ناهيد كان چشم و چراغ دوستان رفت
تاريخ وفات او زمن خواست تا بركنم آنچه داستان رفت
من نيز بگفتم اي شكوهي درويش يگانه جهان رفت
۱ . دستگاه همایون :
همایون یکى از بزرگترین دستگاهها مىباشد که محبوبیت خاصى بین مردم ایران دارد. همایون آوازى است باشکوه و مجلل، آرام و در عین حال بسیار زیبا و دلفریب.
برطبق قول " مرحوم روحالله خالقی " : همایون ناصحى است مشفق و مهربان که با کمال شرم و آزرم با مستمعین خود مکالمه و درد دل مىکند و با بیانى شیوا چنان نصیحت مىکند و پند مىدهد که هیچ سخنران را این مهارت و استادى نیست.
از گوشه های مهم دستگاه همایون می توان به :
درآمد ، موالیان ، شوشتری ، چكاوك ، بیداد ، بیداد كت ، نی داود ، طرز میگلی ، بختیاری ، نوروز صبا ، نفیر فرنگ ، آشور آوند ، دنا سری ، ابوالچپ ، راوندی ، راز و نیاز ... اشاره كرد.
* نام رنگ دستگاه همایون كه در ردیف موسیقی ایرانی موجود است فرح می باشد.
بیات اصفهان :
آواز اصفهان، یکی از آوازهای پنجگانهٔ موسیقی سنتی ایران است. برخی این دستگاه را جزء دستگاه شور و برخی آنرا از متعلقات همایون دانستهاند.آواز اصفهان از آوازهاى قدیم ایرانى است. آوازى است جذاب و گیرا ؛ با ریتمى بین شادى و غم .
از گوشه های مهم مقام بیات اصفهان می توان به :
درآمد ، نغمه ، بیات شیراز ، خجسته ، بیات درویش حسن ، جامه دران ، بیات راجه ، عشاق ، سوز و گداز و ... اشاره كرد.
۲ . دستگاه ماهور :
ماهور طبیعىترین گام و اساس موسیقى فرنگى است. ماهور آوازى است با وقار و ابهت و شوکت خاصى به شنونده القا مىکند و آهنگساز براى بیان شجاعتها و دلیرى از این آواز استفاده مىکند. ماهور چون قرین موسیقى فرنگى است، بین جوانان جایگاه خاصى دارد. اما در مجموع آواز ماهور طربانگیز و شاد مىباشد.
گوشه های مهم دستگاه ماهور عبارتند از :
درآمد، کرشمه، آواز، مقدمهٔ داد، مجلس افروز، خسروانی، دلکش، چهارمضراب و فرود، خاوران، طربانگیز، نیشابورک، نصیرخانى(طوسی)، چهارپاره(مرادخانی)، فِیلی، ماهور ،صغیر، آذربایجانی، حصار ماهور(آبول) , زنگوله، نغمه زیرافکنه، نیریز، شکسته، عراق، نهیب، مُحَیِّر، آشورآوند، اصفهانک، خرین، کرشمه، زنگوله، راک هندی، راک کشمیر، راک عبدالله، کرشمهٔ راک، صفیر راک، ساقىنامه، کشته، صوفىنامه، رنگ حربی، رنگ شَلَخو، رنگ یک چوبه.
۳. سه گاه :
سه گاه از نغمه های قدیم ایران بوده و ریشه كاملا ایرانی دارد. البته سه گاه در میان ترك ها استعمال زیادی دارد و آنها در خواندن این آواز مهارت زیادی دارند. اما فارسی زبانان آن را طور دیگری می خوانند ، در هر دو آواز با حزن و اندوه همراه است و تاثیر و تالم بسیاری دارد.
از گوشه های مهم این دستگاه عبارتند از :
درآمد ، كرشمه ، نغمه ، زابل ، مخالف ، مغلوب ، مویه ، شكسته مویه ، تخت طاقدیس ، حدی ، رجز ، پهلوی ، حزین ، حاجی حسنی ، نغمه مخالف ، زنگ شتر ، شاه خطایی ...
رنگ دستگاه سه گاه كه در ردیف موسیقی سنتی ایران وجود دارد به نام دلگشا است.
۴ . چهارگاه :
سهگاه و چهارگاه با یکدیگر پیوستگى خاصى دارند. اینگونه رابطه بین هیچ دو دستگاه دیگر وجود ندارد. تمامى گوشههاى سهگاه را مىتوان در چهارگاه با تغییر مقام اجرا نمود. البته چهارگاه چند گوشهٔ مخصوص بخود دارد که در سهگاه اجرا نمىشود. از طرفى مقامهاى این دو دستگاه بقدرى با یکدیگر متفاوتند که مىتوان گفت هیچ دو مقامى در موسیقى ایرانى اینگونه باهم فرق ندارند.چهارگاه از نظر علمى مهمترین مقام موسیقى ایرانى است. این آواز نمایندهٔ جامع و کاملى از تمام حالات و صفات موسیقى ایرانى است. بطورى که تمام صفات عالى و ممتاز گامهاى ایرانى را مىتوان در چهارگاه بطور یکجا پیدا کرد.
برخی از گوشه های مهم چهارگاه عبارتند از :
درآمد – پیش زنگوله – نغمه – زنگ شتر – زابل – مویه – مخالف – مغلوب – حصار – حاجی حسنی – حدی – پهلوی – رجز – منصوری.
رنگ های چهارگاه که در ردیف موسیقی ایرانی وجود دارند : لزگی – متن – حاشیه – شهرآشوب
۵ . راست پنجگاه :
این دستگاه در بین دستگاهها از همه کمتر اجرا مىشود. بعضى موسیقىدانها معتقدند که این دستگاه به قصد تعلیم بنا شده است. راست پنجگاه ترکیبى است از سایر مقامها و در این آواز مىتوان به تمام مقامهاى ایرانى وارد شد. از اینرو مىتوان تمام احساساتى که در دستگاههاى موسیقى ایرانى است را با راست پنجگاه ایجاد نمود. راست پنجگاه آواز کاملى است؛ زیرا داراى تمام حالات و صفات آوازهاى دیگر نیز هست.
گوشه های مهم دستگاه راست پنجگاه عبارتند از :
درآمد، درآمد دوم، زنگ شتر، زنگوله، نغمه، خسروانی، روحافزا، پنجگاه، سپهر، عشاق، نیریز، بال کبوتران، بیات عجم، بحر نور، قرچه، مُبَرقَع، طرز، ابوالچپ، لیلى و مجنون، راوندی، نوروز عرب، نوروز صبا، نوروز خارا، ماوراءالنهر، نفیر، فرنگ.
۶ . نوا :
نوا از دیگر دستگاههاى هفتگانهٔ موسیقى ایرانى است. و آوازى است در حد اعتدال که آهنگى ملایم و متوسط دارد، نه زیاد شاد و نه زیاد حزنانگیز. نوا را آواز خوب گفتهاند و معمولاً در آخر مجلس مىنواختند. معمولاً اشعار عارفانه مثل اشعار حافظ را براى نوا انتخاب مىکنند که تأثیر بسیار زیادى در شنونده ایجاد مىکند.
گوشه های مهم دستگاه نوا عبارتند از :
چهارمضراب، درآمد اول، درآمد دوم، کرشمه، گردانیه، نغمه، بیات راجه، خرین، عشاق، نهفت، گُوِشت، عشیران، نیشابورک، مَجُسْلی، خجسته، ملکحسین، حسین، بوسَلیک، نیریز، رنگ نوا، رنگ نستارى.
رنگ دستگاه نوا در ردیف موسیقی ایرانی به نام نستاری یا نستالی یا نستوری می باشد.
۷ . شور :
شور" را مادر دستگاههای ایرانی لقب داده اند و از دستگاههای پرگوشه ماست. وسعت این دستگاه آنچنان است که حتی چهار آواز مستقل نیز به نامهای افشاری, ابوعطا, بیات ترک و دشتی از ملحقات آن به حساب می آیند.غالب آوازهایی که خواننده آموزش ندیده ایرانی میخواند در یکی از مایههای این آواز میگنجد، از این رو این دستگاه را مادر موسیقی ایرانی هم خواندهاند.
متعلقات شور:
آوازهای ابوعطا ، افشاری، بیات ترك و دشتی از شعبات دستگاه شور می باشند. این آوازها در گام شور قرار دارند ولی به خاطر تفاوتهایی كه از نظر حالت و نتهای شاهد و ایست با دستگاه شور پیدا می كنند، نام های مختلف پیدا كرده اند.
آواز دشتی :
دشتی از زیباترین متعلقات آواز شور به حساب می آید که آن را آواز چوپانی نیز نامیده اند. این آواز با اینکه غم انگیز و دردناک است اما در عین حال بسیار لطیف و ظریف می باشد. غم و حزنی که در آواز دشتی وجود دارد می تواند ناشی از فراق یار ، رنج و سختی زمانه یا حتی از عشق به میهن و وطن پرستی و ... باشد. در خواندن این آواز احساس نقش مهمی را ایفا می کند و باید ادای شعر و تحریر ها از دل و جان آدمی برخیزد تا لاجرم بر دل نشیند.سرود ملی ای ایران توسط استاد روح اله خالقی در دستگاه دشتی ساخته شده است.
برخی از گوشه های مهم دشتی عبارتند از :
درآمد ، حاجیانی ، بیات راجع ( راجه ) ، گیلكی ، غم انگیز ، دیلمان ، دشتستانی ، عشاق و سارنج
آواز ابو عطا :
ابوعطا از مهمترین ملحقات شور به حساب می آید و نیز از کامل ترین آنها. انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می اندیشد. به این ترتیب تا اندازه ای می توان نتیجه گرفت, کسانی که بیشتر به آواز ابوعطا علاقه دارند و آن را بیشتر از سایر دستگاهها گوش می دهند, انسانهای نسبتا گوشه گیر اند که دراویش هم از آنها مستثنا نیستند.
از گوشه های دیگر این آواز می توان به :
رامكلی ، سیخی ، یقولون ، یتیمك ، گبری ، خسرو شیرین ( شونی ) اشاره كرد.گوشه حجاز در واقع اوج ابوعطا می باشد.
آواز بیات ترک :
بیات ترک آوازی است یکنواخت که گستردگی ماهور و شور را ندارد ولی از آواز های بسیار محبوب ایرانی ها میباشد و البته تا حدودی مورد علاقه ی ترک زبان ها بوده است.نقل قولی از عارف قزوینی شده است که نام اصلی آن بیات زند بوده است و در دوره قاجار توسط بعضی موسیقی دانان چاپلوس به بیات ترک تغییر یافته است.بیات ترک به دلیل نزدیکی به ماهور، قابلیت اجرایی بسیاری از گوشههای ماهور را دارد.اذان معروفی که با صدای مرحوم موذن زاده ی اردبیلی که حتما شنیده اید در بیات ترک و در گوشه ی روح الارواح اجرا شده است.
از گوشه های مهم بیات ترك می توان :
درآمد، دوگاه ، كرشمه ، فیلی ، شكسته ، روح الارواح ، جامه دران ، مهربانی و شهابی را نام برد.
آواز افشاری :
آواز افشاری، منسوب به ایل افشار از طوایف ترک ایرانی و از متعلقات چهارگانهٔ دستگاه شور است.افشاری را مملو از شکایات و غم و اندوه دانستهاند.
استاد خالقی در مورد این آواز چنین می گوید : " افشاری آوازی است مغموم و دردناک که از داستان هجران سخن می راند . گویی عاشقی است خسته و ناامید که از شدت درد می نالد و جز ناله هم با چیز دیگری سروکاری ندارد و گاه از زیادی رنج فریادی از سینه پر آتش خود بر می کشد که شنونده را سخت متاثر می کند . به طور کلی این آواز برای نشان دادن حالاتی مانند ناله های جانسوز هجران و شکایت از بی وفایی یاران و اظهار درد و اندوه دورنی و ناامیدیها و ناکامیها و تظهار تالم و تاثر از رنجهای زندگی و ذکر خاطرات اسف انگیز بهترین نمونه است . "
از گوشه های این آواز می توان به:
درآمد ، قرائی ،رهاب ، نهیب ، مثنوی و صدری اشاره كرد.گوشه عراق اوج افشاری محسوب می شود. گوشه مثنوی ( که یک فرم ثابت در ردیف مویسقی ایرانی است و در همه دستگاهها و حتی گوشه ای یک دستگاه با وزن ثابت اشعار مثنوی یعنی " فاعلاتن فاعلاتن فاعلات " اجرا می شود ) معمولا برای راز و نیاز و نیایش – مثلا آواز استاد شجریان در ماه مبارک رمضان با شعر " چند خوردی چرب و شیرین از طعام " – استفاده می شود.
اصطلاحات :
گوشه : آهنگیست كه با نامها و حالتهای مختلف در اجرای دستگاه ها و آوازها وجود دارد و در فاصله سك چهارم و یا یك پنجم از یك گام اجرا می شود و تابع دستگاه خود است.
چهارمضراب : آهنگ موزونی است كه دارای یك جمله تكرار شونده به نام پایه می باشد و ملودی های دیگر بینابین پایه ها اجرا می شوند و اكثرا دارای یك تمپوی سریع و دارای كسر میزانهای دوچهارم و شش هشتم و سه هشتم و غیره می باشند .
پیش درآمد: از فرم های موسیقی ایرانی است و مانند اورتور در موسیقی جهانی می باشد.این فرم دارای سرعت سنگین و عموما در میزان های شش ضربی و چهارضربی و یا دوضربی ساختمه می شوند و در ابتدای موسیقی ایرانی اجرا می شود . ابداع پیش در آمد را به درویش خان نسبت می دهند.
رنگ : فرمی موزون و بدون كلام و عموما در ریتم شش هشتم ارائه می گردد و عموما فاقد پایه و در آخر اجرای یك دستگاه و یا آواز اجرا میشود.
سالروز تولد خسرو آواز ایران، استاد بی بدیل و بی نظیر موسیقی ایرانی، شجریان بزرگ رو گرامی میداریم.
بدین مناسبت از دل شیفتگان و دوستداران همیشگی این یگانه رادمرد هستی که همواره خود را به نوعی مدیون آن عزیز میدانند، درخواست دارم تا با بیان احساسات و درونیات خود در قالب هر جمله ای که از دلشان بر می آید، در این باره سخن گفته، ابراز نظر کرده و نهایتا با تبریک این روز مبارک بر تمام دوستداران هنر این روز را نزد خود جاودانه کرده و در یادها نگاه داریم.
استاد، سرزندگی و سربلندی تو آرزوی همه دوستداران توست،
باشد که سالها از بلندای بام موسیقی این دیار نوای آسمانی تو را زنده به گوش جان بسپاریم،
تولدت مبارک... 

پرویز صدیقی پارسی ( معروف به پرویز یاحقی ) در سال 1315 شمسی در تهران خیابان صفی علیشاه تولد یافت پدر پرویز از مردان روشن فکر و تحصیل کرده زمان خود بود .
پرویز که از کودکی دل و جانش با نوارهای دل انگیز موسیقی آشنا شده و اعصاب ظریف و حساسش با ساز و نوا کوک شده بود هیجانی زائدالوصف برای فراگیری موسیقی از خود نشان می داد .
روح بزرگ و پر التهاب وی آرامش را از او صلب نموده درصدد دستیابی به سازی بر آمد ، شاید آسان ترین سازی که در ایام کودکی می توانست در اختیار او قرار بگیرد نی لبک کوچک و ظریفی بود که تهیه آن برای او چندان دشوار نبود .
او سعی داشت نغمات دلنشینی که در فضای خانه و در کلاس درس استاد به گوش می رسید با ساز کوچک خود اجرا نماید .
استاد که همشیرزاده خود را چنین شیفته و دلباخته موسیقی می دید و از دور و نزدیک متوجه حالات او بود در انتظار فرصت مناسبی بود که مشکلات را از سر راه وی بردارد و رضایت پدر و مادر او را برای تقدیم هنرمندی بزرگ به عالم موسیقی جلب نماید ، این تصمیم استاد روزی به مرحله عمل در آمد که پرویز در حالی که بیش ازهفت سال نداشت وارد کلاس موسیقی وی شده درغیاب استاد ویلن را برداشته و با نگاهی عاشقانه بدان می نگریست ، مخالفت مادر پرویز از دست زدن به ویولون استاد را به وساطت واداشته ، با لحنی مشفقانه و بسیار ملایم که در طبیعت آن استاد ارجمند بود همشیره خود را از تحکم به فرزند باز می دارد و از همان روز مبادرت به تعلیم وی می نماید علاقه و استعدادشگرف پرویز در فراگیری (( نت )) و ملودی های گوناگون موسیقی باعث حیرت استاد شد . و می دید که دوره های ردیف اول موسیقی را که شاگردان دیگر دوران زیادی را صرف آموختن آنان می کنند به سرعت طی کرده و در حالی که از نظر سن و قد و قامت از همه آنان کوچکتر است در فراگیری دروس به آنها کمک می کند.
دوره آموزش ردیف های پنجگانه دیگر استادکه عبارت از پیش در آمدها ، چهار مضراب ها ، آهنگ های ضربی و دستگاههای موسیقی ایرانی بود و تا دوره عالی به انجام می رسید یکی از دیگری طی شد در حالی که پرویز بیش از 11 سال از سنین عمرش نشده بود .
در سال ۱۲۸۲ شمسی (برابر با شناسنامه) خداوند به شیخ اصفهانی واعظ اصفهانی که به "تاج الواعظین" معروف بود فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشت. شیخ اسماعیل پدر جلال علاوه بر منبر گرم و گیرایی که داشت از حنجره ای داوودی و صدایی دلنشین نیز برخوردار بود و طبق مرسوم زمان بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران نیز آشنایی پیدا کرده بود.
جلال فرزند شیخ اسماعیل هم ، صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود. این موضوع را اهل خانواده همه می دانستند ولی چون جلال به احترام پدر هرگز جلوی او دهان باز نکرده بود پدر از صدای خوش فرزندش خبری نداشت. عاقبت زمان مدرسه رفتن جلال رسید. پدر او را به مدرسه ی "علمیه" سپرد. این مدرسه در بازارچهء رحیم خان نزدیک مسجد رحیم خان واقع بود با منزل شان فاصلهء چندانی نداشت.در مدرسه بخاطر صوت خوشی که جلال داشت مکبری و موذنی و قرائت کلام الله مجید را به او واگزار کرده بودند. یک روز عصر وقتی جلال نه ساله از مدرسه برمی گشت با خود اندک اندک زمزمه می کرد و این زمزمه تا نزدیک در منرل ایشان ادامه داشت. غافل از اینکه پدر بر خلاف معمول ، آن روز در منزل بود و صدای او را شنید. وقتی جلال پایش را از هشتی به داخل حیاط گذاشت پدرش او را صدا کرد. رنگ از روی جلال پرید و به لکنت افتاد. در این هنگام پدر با چهره ای گشاده و ملاطفت آمیز به فرزند گفت : «جان پدر! تو صدایت خوب است و قشنگ آواز می خوانی. من صدایت را شنیدم. حالا هم کمی برای من بخوان.» وقتی جلال با صدای لرزان اندکی برای پدرش خواند پدر دستی به سرش کشید و بوسه ای از مهر بر پیشانی اش زد و گفت : «برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست. تو باید تعلیم ببینی.»
آن روزها به جلال چون فرزند شیخ اسماعیل تاج الواعظین بود "تاج زاده" می گفتند. جلال تاج زاده از نه سالگی تعلیم آواز را شروع کرد. ابتدا پیش پدرش با مقدمات و اصول ردیف ها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی استاد آواز آن زمان سپرد و تاج مدتی نزد این استاد گوشه ها را یاد گرفت. پس از مرحوم سید عبدالرحیم ، پدر تاج برای اینکه او را با گوشه های سازی در ردیف نیز آشنا کند به خدمت شادروان نایب اسدالله نی زن معروف برد. تاج زمانی نسبتا طولانی در خدمت نایب اسدالله نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت. آخرین استادی که تاج بنا به توصیه ی پدر برای تکمیل گوشه ها و ردیف ها به خدمتش رفت مرحوم شادروان میرزا حسین ساعت ساز معروف به "خضوعی" بود و تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد، دیگر در آواز سرآمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و این جا و انجا همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن می گفتند.
اولین تجربه ی آواز خوانی با ساز
تاج در نوجوانی با مرحوم حسین خان اسماعیل زاده استاد معروف و مسلم کمانچه (دایی استاد اصغر بهاری) آشنا می شود و اولین باری که قرار بود بهمراه ساز حسین خان اواز بخواند حسین خان ساز را کوک می کند و هنوز جمله ی اول را نزده ، تاج با عجله درآمد آواز می کند.
حسین خان با لبخندی می گوید : «پسرم ، در خواندن اینقدر عجله نکن. صبر داشته باش تا من درآمد بکنم. بعد کمی بیشتر صبر کن تا چهارمضرابی هم بزنم. وقتیکه مجلس سرحال آمد و خودت هم کاملا سر ذوق آمدی شروع کن به خواندن. تازه آن وقت هم با حوصله و طمانینه بخوانتا مردم فرصت شنیدن و لذت بردن از ریزه کاریهای آوازت را داشته باشند.

در هر دورهاي و عصري بسيارند كساني كه شعر ميسرايند، پنجه بر ساز مي زنند و ميخوانند،نقش بر بوم ميزنند اما از هزاران هزار چنين، شماري اندك هستند كهدرذهن و خاطره مردم ماندگار ميشوند وآدميان گذشته و حال خود را چون آيينه در آنان ميبينند.
از اين روي درتاريخ موسيقي ايرانی كمتر ايراني ميان سال يا مسن را ميتوان يافت كه با شنيدن "الهه ناز"، "حالا چرا"، "خزان عشق"، " زهره"، "تواي پري كجايي" به ياد خاطرات گذشته نيفتد.
برغم تحولات گوناگون سياسي و تاريخ پرفراز و نشيب كشورمان، كه به نوعي در هنر موسيقي ایرانی تاثيرگذاشتهاند، خوانندگاني در يك قرن اخير ظهور كردهاند كه با اجراي آثار بديع و ماندگار نام خود را در ذهن مردم جاودان كردهاندو از اين ميان ميتوان به استاد "غلامحسين بنان" اشاره كرد كه به حنجره و صداي مخملين آواز ايران شهرت يافت.

شهرام ناظری خواننده و استاد موسیقی کردی و فارسی در سال ۱۳۲۸ در كرمانشاه كوچه يخچال ودر خانواده اي اديب و فرهنگ دوست و اهل موسيقي متولد شد.وي از زمان كودكي مانند اكثر خوانندگان كه صداي خوش در خانواده شان موروثي بوده صداي خوش را از پدر و مادر خود به ارث مي بردو پدرش كه صداي لطيفی داشت و از سبك قدما و خوانندگان آن ديار به خصوص شادروان شيخ داوودي خواننده بزرگ بهره گرفته بود فرزندش را تحت تعليم قرار مي دهد ناگفته نماند كه قطب اين خانواده مرحوم استاد حاجي خان ناظري بوده كه اكثر موسيقي دانان كرمانشاه را با نت و موسيقي اصيل ايران تعليم داده وخود از شاگردان درويش خان و كلنل وزيري بوده است.
پدر شهرام ناظري ضمن آشنايي با گوشهها و رديف هاي آواز ايراني با سه تار هم آشنايي داشته است و مادر وی هم صوتی خوش و با آواز آشنایی داشته و شهرام در چنين محيطي پرورش مي يابد.
اين محيط مناسب هنري موجب میشود تا وي در سن ۹ سالگي اولين برنامه هنري خود را در راديو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درويشي؛ از نوازندگان معروف كرمانشاه اجرا نمايد.
وي سپس در سن ۱۱ سالگي در راديو تلويزيون ايران چند برنامه در آواز ايراني اجرا نمود و براي پر بارتر كردن درك موسيقي خود ارتباط بيشتري با پسر عمويش علي ناظري و درويش نعمت علي خان خراباتي كه تاثير بزرگ و مهمي بر آشنايي او با موسيقي محلي و كردي و درك آن داشتهاند برقرار كرد.
وي همواره در پي بهره بردن از مكاتب و استادان مختلف بوده است. در سال ۱۳۴۵ براي بهره گيري از محضر اساتيدي چون شادروان عبداله خان دوامي، نورعلي خان برومند، عبدالعلي وزيري، محمود كريمي و. .. مقيم تهران میشود و ضمن بهره گيري از محضر اين اساتيد سه تار را نیز نزد استادان احمد عبادي، محمود تاج بخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمي فرا مي گيرد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|